حقت است حسین قدیانی! چشمت کور! دندت نرم! زبانت لال! وبلاگت فیلتر! به تو چه سران فتنه را چرا نمی گیرند؟ به تو چه ربطی دارد چرا موسوی بیانیه می دهد و صدر تا ذیل نظام را فحش می دهد و کسی نیست به او بگوید بالای چشمت ابروست؟!
تو چه کاره هستی که می گویی سران فتنه اعدام شوند؟ مگر تو که هستی که می گویی رییس مجلس بی بصیرت است؟! اصلا از کجا آمده ای که جرات می کنی به ساحت آن یکی لاریجانی در دستگاه قضا انتقاد کنی؟
عفت مرعشی دوست داشت بگوید "بریزید تو خیابونا"، اکبر هاشمی هم دوست داشت به رهبر نامه بنویسد که صبرمان دارد تمام میشود، مهدی شان هم رفته تا دکترایش را بگیرد، فائزه هم داشت ساندویچ می خورد که شناسایی شد، زورشان زیاد است و می توانند هر کاری بکنند، حالا تو این وسط آمده ای و می گویی کذا و کذا؟!
مگر نخوانده ای سید مرتضی چه گفت؟ آن زمان که هنوز موسوی نخست وزیر امام بود و کروبی یار امام و هاشمی هم خود امام ببخشید، کنار امام، سید مرتضی نوشت در جمهوری اسلامی همه آزادند مگر بچه حزب اللهی ها ...
اصلا قوه قضاییه دوست دارد آینده را رفع فیلتر کند و آینده هم در کامنتهایی که کارمندانش می نویسند، هر چه دوست داشت به اول تا آخر نظام بگوید، اصلا قوه قضاییه دوست دارد شکوری راد را با رایزنی شبیری زنجانی آزاد کند و وقتی دید مردک بلافاصله بعد از آزادی بازهم روده درازی می کند، دوباره دستگیرش کند و بهفمد که رکب خورده است، اصلا قوه قضاییه دوست دارد که من و تو را دوست نداشته باشد، مگر بیکاری که از کنار کعبه هم ول نمی کنی و می نویسی آقای آملی لاریجانی ...
آقای آملی لاریجانی ترجیح می دهد از ضد انقلاب فحش بخورد اما از بسیجیانی که همه جوره پای نظام ایستاده اند نه، خوب این هم یک مدل سلیقه است. حتما قلم و زبان ما از گنجی و عبادی و سروش و مهاجرانی و سران فتنه تلخ تر است.
اصلا اشتباه است که می گویند مومن عیوب برادرش را به او منتقل می کند تا خود را اصلاح کند. اگر هم درست باشد به من و تو ربطی ندارد به چند دلیل. اولا که قوه قضاییه عیبی ندارد که ما بخواهیم تذکر دهیم، ثانیا من و تو که مومن نیستیم، سران فتنه ایم. مومن موسوی و کروبی هستند که هر نقدی می کنند دلشان برای نظام می سوزد و اصلا از همه بیشتر بر گردن این نظام حق دارند. اصلا از نظام طلبکار هستند، آن موقع تو می گویی باید اعدام شوند؟
قوه قضاییه چه بی عدالتی کرده است؟ کدام پرونده فساد اقتصادی را رسیدگی نکرده است؟ مگر نمی بینی هر کس هر کاری کند هیچ کس کاری به او ندارد اما وقتی پایش به دولت احمدی نژاد برسد همه بینا و شنوا می شنوند؟ نه یک وقت فکر نکنی اینها بازی های سیاسی است! اینها اجرای عدالت است.
در این کشور فقط علی کردان مدرک جعلی داشت که آن هم توسط برادر رییس دستگاه قضا لجن مال شد و کفاره گناهش را داد و رفت ... بقیه مدارک همه سالم است. مرتضی حاجی و محمد خاتمی و زهرا رهنورد و ... درسشان را خوب خوانده اند و معدلشان هم 20 بوده است.
یادش بخیر روزی که آقایمان در نماز جمعه گفت جذب حداکثری، دفع حداقلی. خوب بهتر از قوه قضاییه چه کسی دارد این را عمل می کند؟ تو حسین قدیانی فرزند اکبر را اگر از در این نظام بیرون کنند از پنجره آن داخل می شوی! لذا وبلاگت را فیلتر می کنند، حواست جمع باشد که یکدفعه پشت میله ها هم شاید بروی، اما جذب حداکثری یعنی آزادی بیان و عمل برای سران فتنه، یعنی مثل موضوع انشانی سوم دبستان که "هرچه می خواهد دل تنگت بگو" هر چه خواستند بنویسند، دستگاه قضا قرار است جذب حداکثری کند! لذا کسی غلط می کند فضولی کند و حرف بزند، لازم باشد دافعه دستگاه قضا هم دیده می شود. کجا؟ چند قدم آن طرف تر وقتی تایپ می کنی قدیانی دات کام، برایت می نویسد: 404 - The page cannot be displayed.
اصلا وقتی یک ضد انقلاب مثل حسین قدیانی هست مگر دستگاه قضا بیکار است به پرونده های دیگر برسد؟ اولین دغدغه مملکت وبلاگ توست که هر چه می خواهی می نویسی! المکاسب و دانشگاه آزاد و استات اویل و ... را بیخیال! باز هم وقت هست. زمان لاریجانی هم نشد، بعدی! می گویی نه؟ صبر کن و ببین. اما یک نفر باید جلوی تو را بگیرد که دیگر شورش را در آورده ای ... حقت است حسین قدیانی! چشمت کور! دندت نرم! زبانت لال ...
* * *
1. درود بر شرافت روح الله حسینیان: http://irdc.ir/fa/content/11299/default.aspx
و هنرمند متعهد مازیار بیژنی: http://cartoonblog.blogfa.com/post-364.aspx
2. امشب وقتی هیئت تمام شد، یکدفعه یک نفر فریاد زد: بر دشمن سید علی لعنت! جمعیت پاسخ داد: لعنت! ادامه داد: بر بانیان جام زهر لعنت! جمعیت با صدای بلندتر و شور و نشاط خاصی پاسخ داد: لعنت! کمی آن طرف تر را نگاه کردم، دیدم آقا محسن در حالی که هنوز داشت فکر می کرد بالاخره در زمان جنگ کشور را اداره می کرده یا نه!؟ بیرون رفت ...
منبع: امیر حسین ثابتی http://www.ammarname.ir عمار نامه
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/09/23ساعت 13:53  توسط حامد كشاورز
|
خندم گرفت ...
از اقدام شجاعانه قوه قضاییه در فیلترینگ قطعه 26 خندم گرفت ...
در سالگرد اقدام فتنه گران سبز،" حسین قدیانی به دادگاه احضار شد " ، خداوکیلی خنده دار نیست ؟
دوستان مصلحت اندیش که هر چیزی رو می برن تو معادله مصلحت و بر اساس خط کش عقل و معرفت خودشون همه چیز رو تحلیل می کنن ، می شه به من بگن چرا یک بار قوه قضاییه مصلحت سنجی شو خرج بچه حزب اللهی ها نمی کنه ...
البته حسین بره زندان خدایی راحت می شه ، حداقلش اینه که دیگه نمی خواد با اینترنت dial up مطالبش رو به روز کنه ،می تونه مثل بقیه زندانیان سیاسی از امکانات زندان استفاده کنه ... می تونه با هر کی که دلش بخواد مصاحبه کنه ، با ADSL وبلاگش رو به روز کنه ، خوابشو داره ، خوراکشو داره ، تازه می تونه در یک حرکت انقلابی بیانیه هم بده ، وقتش باز می شه به جای اینکه بره حاج منصور ، فیلم سینمایی ببینه (هرچند که تو زندان آژانس شیشه ای نشون نمی دن) ، می تونه آخرین برنامه ریزی هاشو از طریق یکی از دوستاش به طرفداراش برسونه ، می تونه بگه ، بخنده ، جلسه مخفیانه و محرمانه تو زندان بزاره ، روزه سیاسی بگیره و هر چی دم دستش میاد بخوره ! ، کلی رفیق خارجی پیدا کنه، اتاقش بزرگتر می شه ، کیفش کوک تر می شه ، می تونه سمفونی مورچه ها رو تموم کنه ؛ سفرنامه حج شو تکمیل کنه ، باتوم خوب و قشنگی داشتیم رو به پایان برسونه ، خاطرات بچگی هاشو به یاد بیاره ، می تونه تازه خاطرات زندان رو بنویسه ...
البته داداش حسین بچه بسیجی ها ! دلتو بی خود صابون نزن ، زندان هم بری ، خبری از اون چیزی هایی که بالا گفته شد نیست ، برای به دست آوردن اون زندان به جای فحش دادن به عمر و عاص ها و معاویه ها باید به عمارها ناسزا بگی ! آهای فتنه گرا غلط کردید بی شمارید حتی تو زندان ، با امثال حسین قدیانی و طلبه سیرجانی و دانشجویان عدالت خواه تو زندان هم غلط کردید بی شمارید!
پانوشت :
* نگاهي به شهر بيندازيد! عقل غربي سيطره يافته و وجود بشر را در دايرة المعارف خويش معنا كرده است؛ بي دردي و لذت پرستي، توجيهي عقلايي يافته است و از ميدان هاي ورزش تا كلاس هاي دانشگاه، «رب النوع تمتع» است كه پرستيده مي شود و باز در اين ميان بسيجي حزب الله تنها و غريب است
* بدون هر شوخی ، جدی جدی می گم اینو، از طرف همه دوستان و رفقا" از قوه قضاییه به خاطر اقتدارشان کمال امتنان را داریم ".
منبع: http://www.ammarname.ir
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/09/23ساعت 12:34  توسط حامد كشاورز
|
مقاله حسین قدیانی در آذر عاشورایی: هوا این روزها خیلی آلوده است
حسین قدیانی نویسنده کتاب "نه ده" با حضور در جمع دانشجویان در تالار چمران مقاله ای با مضمون محرم و فتنه خواند. متن کامل این مقاله بدین شرح است:
چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، همان اتوبوسی بود که در خیابان انقلاب توسط پلیس خدمت گذار توقیف شد. معاینه فنی نداشت. قطار تهران – اندیمشک معاینه فنی نداشت. حتی ذوالجناح معاینه فنی نداشت. دود نداشت. سوز داشت. خدایا من از تو شکایت دارم. از دست دستگاه قضا و قدر. یا تاریخ را به عقب می بردی یا مرا زودتر به دنیا می آوردی. در روزگار جنگ راحت تر می شد جنگید تا در این جنگ روزگار. جنگ نرم هم شد جنگ؟ بعثی ها در شاخ شمیران آدم تر از بعضی ها بودند در همین شمیران. بعثی ها با صدام عکس داشتند. بعضی ها با امام. بعثی ها عراقی بودند. بعضی ها ایرانی. جنگ هم همان ۸ سال جنگ. این ۸ ماه پیرمان کرد. ۸ سال دفاع مقدس مثل روضه امام حسین بود. و ۸ ماه دفاع مقدس مثل روضه فاطمه. در فاطمیه چشم آدم به جای اشک، سوز دارد. هم الان بیش از گریه، بغض داریم. خدا را شکر که محرم رسید و الا از غصه می مردیم. غصه ها دارد این دل تنگم. نه از دست سران فتنه، بلکه از دست دستگاه قضایی که سمفونی عدالت را بد می نوازد. چندی بعد از ۸ سال دفاع مقدس، سازمان ملل سران بعث را متجاوز اعلام کرد اما هنوز قوه قضاییه خودمان سران فتنه را محاکمه نکرده است. اما چرا. دانشمند فارین پالیسی به ما تهمت تجاوز زده است. آقای خاویر پرز دکوئیار، پطرس غالی، کوفی عنان! این یکی اسمش چیست؟ وی. وی. وی. وی. وی. وی. فتنه پیچیده جنگ ارگان جمهوری اسلامی با ارکان انقلاب اسلامی است. جنگ اداره های جمهوری اسلامی با اراده های انقلاب اسلامی. جنگ مصلحت همین نظام با حقیقت همین انقلاب. جنگ مصلحت جمهوری اسلامی با حقیقت انقلاب اسلامی. جنگ کپی نابرابر با اصل. جنگ نام ها با شناسنامه ها. آرمان انقلاب اسلامی همان قدر با بعضی ها فاصله دارد که با بعثی ها فاصله داشت. فتنه الحق پیچیده است. با این هوای آلوده، کجا گرد و غبار خوابیده؟ با این دستگاه قضایی، چقدر بی جگرند سران فتنه! کیفرخواست را باید علیه دستگاه قضایی تنظیم کنیم. سران فتنه را که کاری ندارد. چند تایی را هم که گرفته بود، آزاد کرد. الباقی شان اما در هتل اوین تحت قرون وسطایی ترین شکنجه ها وقتی می خواهند سایت خود را به روزرسانی کنند، سرعت اینترنت پایین است. فرعون هم مخالفانش را همچین مجازات نمی کرد. چندی پیش یکی از سران فتنه به ما گفت حکومت فرعونی. گیرم ما فرعون، شما که موسی هستید، چرا فارین پالیسی ازتان تقدیر می کند؟ لابد معجزه تان از ۴ نفر، پنجم شدن است! ما اگر فرعون هستیم، شما چرا گوساله سامری می پرستید؟ چرا آمریکا و اسرائیل را می پرستید؟ معاریو برای ما غش و ریسه می رود یا برای شما؟ فراعنه عالم جملگی در آغوش تان گرفته اند، ما اما نه ادعای موسی بودن داریم و نه عیسی. ما فقط یک ادعا داریم. بعضی ها از بعثی ها پست ترند، چون منافق ترند. بگذریم؛ امروز روز دانشجوست؛ ۱۶ آذر و همچنان آه از زر و زور و تزویر! امروز اول محرم است و من به جای این هوای آلوده دوست دارم در کربلای ارباب، نفسی تازه کنم. بر مشامم دوست دارم برسد هر لحظه بوی کربلا اما هوای تهران این روزها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/09/18ساعت 10:41  توسط حامد كشاورز
|
مقايسه ماهيت و عملكرد دكتر سعيد جليلي با حسن روحاني و سپس علي لاريجاني به وضوح گوياي گام بلند جمهوري اسلامي در رسيدن به تراز انقلاب اسلامي و مبين روند پرشتاب اخراج «ليبراليزم عريان» و «سكولاريسم رياكار مذهبي» است از ساحت اجرايي نظام.
به ياد بياوريم دوراني را كه بايد ننگ دولا شدن مسئول امنيت كشور تا زانو را در برابر هر ديپلمات دون پايه غربي تحمل مي كرديم. همان دوراني كه جك استراو صهيونيست در مذاكرات سعد آباد با كوبيدن مشت روي ميز مذاكره و به تعطيلي كشاندن تاسيسات هسته اي حقارت حسن روحاني را به رخش مي كشيد و ضعف نفس امثال او را به پاي ملت مي نوشت.
يا كمي نزديك تر ، زماني كه علي لاريجاني مرد مه آلوده مجلس ، نه به عنوان رئيس مجلس كه به عنوان مسئول امنيت كشور و نه در فضاي فتنه كه در آسمان ديپلماسي ، مشغول پرسه در مه بود و در حين مذاكرات ، خودسرانه تعليق موقت چرخه سوخت را به سولانا قول داد و محمود احمدي نژاد در حالي كه مشغول سفر استاني بود براي جبران اين رفتار خود سرانه و معنادار وارد عمل شد و پيغام فرستاد كه قطار هسته اي جمهوري اسلامي دنده عقب و ترمز ندارد و چندي بعدبه طور محترمانه اي عذر علي لاريجاني خواسته شد ...
سعيد جليلي را بايد به حق مردي از جنس عدالت خواند. حد فاصل بين حسن روحاني و سعيد جليلي ، حد فاصل ليبراليزم است تا اسلام و ترس است تا لرز و ذلت است تا عزت و مگر نه اينكه سعيد جليلي جانباز است و يك پايش مصنوعي و مگر نه چنين است كه دكتر جليلي در اوج كربلاي جبهه ها ، امام را تنها نگذاشت به بهانه گرفت دكترا و تو بگو چرا به جاي دانشگاههاي انگليس سر از دانشگاه هاي جبهه در آورد. سعيد جليلي چون معلمش در ديپلماسي احمد متوسليان است ، لحن ديپلماتيكش منطبق بر لهجه همت است و اين روزها مرد سعيد و جليل ديپلماسي جمهوري اسلامي به تقليد از از احمد متوسليان كه 30 سال است رژيم صهيونيستي را به اسارت گرفته و به پيروي از محمود احمدي نژاد كه مشغول مديريت جهاني است ، 5+1 را به بند كشيده و راه به راه تحقير مي كند اشتون را.

فتنه 88 با هيچ توطئه اي عليه جمهوري اسلامي قابل قياس نيست الا جنگ تحميلي و تصور نكن حتي اگر تصور كردنش آسان باشد كه كسي غير از سعيد جليلي سكان دار امنيت ملي كشور در دريا متلاطم فتنه مي بود و تصورش را نكن كه اگر علي لاريجاني بود حكم به حكميت مي داد و حسن روحاني راي به حقانيت انگلستان! و تصور نكن كه چه بلايي سر انقلاب مي آمد اگر مديريت داهيانه او نبود و تصورش را كن كه جليلي زين پس بيش از پيش قرار است بدرخشد و ايضا جليلي هاي بسياري در راه اند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/09/18ساعت 10:28  توسط حامد كشاورز
|
رييسجمهور استقبال مردم لبنان از هيات ايراني را نشاندهنده تقويت پيوند ملتهاي منطقه و افزايش روزافزون

همگرايي در منطقه دانست و گفت: در جريان سفر به لبنان بخشي از قدرت ملتهاي منطقه به رخ دشمنان كشيده شد و در واقع همه معادلات سياسي منطقه را تغيير داد.
دكتر محمود احمدينژاد در گفتگوي زنده تلويزيوني در پاسخ به سوالي درباره استقبال مردم و شخصيتهاي مهم لبنان از حضور هيات ايراني در لبنان و علت وحشت رسانههاي وابسته به استكبار و صهيونيست جهاني از اين سفر تاريخي اظهار داشت: انقلاب اسلامي انفجار نور و رحمت و اعلان پايان يك دوران سياه بود در تاريخ بشريت بود.
رييسجمهور انقلاب اسلامي را پايان حاكميت انديشه مادي دانست و گفت: دوران بردهداري، كينه ورزي ها، تحقير ملتها، فقر و فاصله طبقاتي، همه اينها بخاطر اين بود كه انسان از هويت خود دور افتاده بود و انقلاب اسلامي ايران در حقيقت بازگشت انسان به اصل زيبايي، محبت و رابطه دوستي بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/08/09ساعت 9:40  توسط حامد كشاورز
|
پنجشنبه هفته گذشته رئيسجمهور در حالي ساعتها از وقت خود را براي رسيدگي به مسائل و مشكلات مردم سه منطقه از شهر تهران اختصاص داد كه اين روز مقارن با يك مناسبت شخصي براي او بود.
به گزارش رجانيوز، دكتر احمدينژاد كه سال گذشته در آخرين جلسات هيأت دولت نهم و با توجه به حوادث پس از انتخابات خطاب به اعضاي هيأت دولت گفته بود كه دولت عليرغم رسيدگي به شهرها، روستاها و مناطق محروم كشور، به تهران كمتوجهي كرده و اين مسئله بايد جبران شود، از هفته گذشته گويا خود شخصاً كليد ارتباط دوباره با تهرانيها را زده است.
بر اين اساس، وي روز پنجشنبه در اردوگاه شهيد باهنر تهران با وزرايش حاضر شد و به مشكلات مردم مناطق يك تا سه تهران رسيدگي كرد. رئيسجمهور همچنين بهطور سرزده از متروي بريانك بازديد كرد.

در دقايق پاياني ديدار پچ پچ بچه ها حكايت از نكته اي داشت تا يكي از آنها در گوش من گفت: فلاني، امروز (6 آبان ) روز تولد دكتر است، نگاهي به رئيس جمهور انداختم چنان غرق ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1389/08/08ساعت 15:1  توسط حامد كشاورز
|
«آقا. آقا. آقا قربونت برم. آقا فدات بشم. توروخدا من رو دور آقا بگردون. توروخدا من رو دور آقا بگردونین.» اینها را مادر شهیدی میگوید كه حالا دیگر روی ویلچر نشسته. رهبر را كه میبیند، به نفسنفس میافتد. اصرار كرده بود كه بیاورندش جلوی در، برای استقبال. لابد میخواست اولین نفری باشد كه رهبر را میبیند. از نیمساعت پیش كه شنیده میهمانش فرد دیگری است، آرام روی ویلچر نشسته و آرام شكر خدا كرده و آرام اشك ریخته. اما حالا دیگر خبری از آن مادر آرام نیست. هنوز روی ویلچر نشسته و هنوز شكر خدا میكند و هنوز اشك میریزد، اما اینبار با صدای بلند. درست مثل دخترش. درست مثل نوهاش.
وقتی وارد خانه شدیم، تازه به اعضای خانواده گفته بودند كه قرار است رهبر بیاید به منزلشان. قبلا به مادر شهید گفته بودند قرار است استاندار و رئیس بنیاد شهید بیایند و حرفهایشان را بشنوند و شاید هم فردا ببرندش به دیدار رهبر. رازداری كردهبود و به كسی نگفته بود كه قرار است فردا كجا برود. امروز هم منتظر استاندار بود و رئیس بنیاد شهید، كه گفتند قرار است رهبر بیاید به خانهشان. برای همین، مدام میپرسد: «خواب میبینم؟»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1389/08/08ساعت 10:13  توسط حامد كشاورز
|
رادیو فردا مدتی پیش مصاحبهای با غلام کویتیپور مداح سرشناس کشور منتشر کرد که پس از آن بعضی رسانههای داخلی ضمن بازنشر قسمت هایی از متن گفتگو شروع به جبههگیری بر علیه کویتی پور کردند که چرا او با یک رسانه بيگانه مصاحبه کرده است.
کویتیپور در واکنش به آن جبهه گیری ها یادداشتی را در اختیار سایت موسیقی ایرانیان قرار داده است که در ادامه می توانید آنرا بخوانید.
یادداشت غلام کویتی پور:
«کامم از تلخی غم چون زهر گشت…
یاد باد آن روزگاران یاد باد
روز وصل دوست داران یاد باد
گرچه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/08/06ساعت 10:58  توسط حامد كشاورز
|
عكس:خود فروشي زنان در اسرائيل
در اقدامی آشکار از ترویج بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه صهیونیستی، زنان برای فروش در ویترین فروشگاه های زنجیره ای اسراییل به معرض نمایش گذاشته می شوند.
به گزارش مشرق روزنامه صهیونیستی هاآرتض نوشت؛درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.

بازار برده فروشی در اسراییل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/07/29ساعت 8:20  توسط حامد كشاورز
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1389/07/28ساعت 9:56  توسط حامد كشاورز
|
"به فاصله یکی دو صف پشت سر ایشان، جانبازی که حال خوبی نداشت و وضع جسمانیاش هم مساعد نبود و فشار زندگی و مشکلات، شرایطی برای این فرد به وجود آورده بود،حضور داشت، زمانی که رئیسجمهور نشست خودش را به آقای احمدینژاد رساند و ایستاده شروع به فریاد کشیدن سر آقای احمدینژاد کرد."
به گزارش شبکه ایران، "مرتضی تمدن" استاندار تهران در سیزدهمین جشنواره شهید رجایی با تاکید بر اینکه رفتار و کردار دولتمردان در مقابل مردم باید مورد توجه قرار بگیرد به بیان خاطرهای از نوع رفتار رئیسجمهور در مقابل برخوردی خاص پرداخت و اظهار کرد: بعد از اینکه رئیسجمهور در روز قدس سخنرانی کردند، ما منتظر تشریف ایشان در صفوف نماز جمعه بودیم، ولی آقای احمدینژاد از جایگاه به مسیر دیگری رفتند؛ چرا که ایشان معمولا ًدر نماز جمعه در بین مردم حضور پیدا میکنند و این بار هم که راهپیمایی بود ترجیح دادند که بین مردم باشند. ما به اتفاق ایشان در مسیری در صفوف پشت دانشگاه تهران مکانی را پیدا کردیم و نشستیم.
بنابر گزارش ایسنا، استاندار تهران ادامه داد: به فاصله یکی دو صف پشت سر ایشان، جانبازی که حال خوبی نداشت و وضع جسمانیاش هم مساعد نبود و فشار زندگی و مشکلات، شرایطی برای این فرد به وجود آورده بود،حضور داشت، زمانی که رئیسجمهور نشست خودش را به آقای احمدینژاد رساند و ایستاده شروع به فریاد کشیدن سر آقای احمدینژاد کرد و بیپروا و بیمحابا فریاد میکشید و شاید من و شما به عنوان مسئول وقتی این صحبتها را میشنیدیم از کوره در میرفتیم. در این بین کسانی که اطراف رئیسجمهور بودند، سعی کردند آن فرد را آرام کنند، ولی آقای رئیسجمهور تاکید کرد کسی حق ندارد با آن فرد کاری داشته باشد.
وی با بیان اینکه آن فرد کلمات سخیفی خطاب به رئیسجمهور به کار برد که جای گفتنش در این جلسه نیست، اظهار کرد: مردم در این لحظه همه بهتزده بودند و سکوت کرده بودند و آن فرد هرچقدر دلش خواست، حرف زد تا اینکه خسته شد. وقتی نشست آقای احمدینژاد سرش را نزدیک ایشان آورد و به او گفت خیلی ممنون، متشکرم. چنین حالتی باعث شد که آن فرد جانباز به آرامش دست پیدا کند و عصبانیتش فروکش کند و در واقع در این بین صحنهای شکل گرفت که هرکس آنجا بود با دیدن آن صحنه منقلب میشد. در این هنگام این جانباز عزیز چند لحظهای به چشمان رئیسجمهور خیره شد و بعد سیل اشک مهلتش نداد و خودش را به آغوش احمدینژاد انداخت و مشکلاتش را مطرح کرد که البته مشکلاتش مهم هم نبود.
آیا رئیسجمهور میخواهد بازارگرمی کند؟
تمدن همچنین با تاکید بر اینکه چنین روشی، روش و منش رئیسجمهور ماست، اظهار داشت: بارها من دیدهام که رئیسجمهور در رفت و آمدها وقتی میبیند که کسی نامهای را در دست گرفته، دستور توقف میدهد و تا آن نامه را نگیرد و در جیب خود نگذارد اجازه حرکت نمیدهد. حال باید پرسید آیا رئیسجمهور میخواهد بازارگرمی کند؟! این در حالی است که هماکنون محبوبیت آقای احمدینژاد نسبت به 25 میلیون رایی که در انتخابات سال گذشته آورده، قطعا افزایش پیدا کرده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1389/07/28ساعت 9:51  توسط حامد كشاورز
|
عکس: دیدار جمعی از علمای قم با رهبرانقلاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1389/07/28ساعت 9:46  توسط حامد كشاورز
|
شهر مقدس قم كه از چند هفته قبل براي ميزباني از رهبر معظم انقلاب اسلامي آماده ميشد، از صبح امروز

(سهشنبه) به يمن قدوم مبارك سيدنا القائد حضرت آيتالله خامنهاي سراسر قيام شد و لحظات بهيادماندني 27 مهر ماه 89 به تاريخ قيام و مبارزه اين شهر مقدس افزوده شد.
به گزارش رجانيوز، ازدحام شديد جمعيت در طول مسير خيابان 19 دي تا حرم مطهر حضرت معصومه(س) بهطوري بود كه خودروي حامل ايشان در چند نقطه متوقف شد و عاشقان ولايت كه با ديدار وليامر مسلمين سر از پا نميشناختند با شعارهاي ولايي و انقلابي خود از نايبالامام به گرمي استقبال كردند.
رهبر انقلاب پس از دو ساعت كه به حرم كريمه اهل بيت(س) محل سخنراني رسيدند، ابتدا به زيارت حضرت معصومه(س) رفتند و دقايقي بعد در ميان جمعيت انبوهي كه براي استماع بيانات ايشان از ساعتها قبل در محل آماده شده بودند، حضور يافتند.
مردم قم پس از حضور مقام معظم رهبري در جايگاه سخنراني به سر دادن شعارهاي «مرگ بر ضد ولايت فقيه»، «ابوالفضل علمدار خامنهاي نگهدار»، «خامنهاي كوثر است، دشمن او ابتر است» و ... پرداختند.
حضرت آيتالله خامنهاي با تعبير از شهر قم بهعنوان شهر "علم و جهاد" بيانات خود را پس از شعارهاي پرشور حاضران آغاز كردند كه اين سخنراني بهطور زنده از شبكه خبر در حال پخش است.
سلامتی آقا چهل زیارت عاشورا نذر کردهام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/07/27ساعت 14:9  توسط حامد كشاورز
|
احمدینژاد بر شروط قبلی ایران برای مذاکره با 1+5 تأکید کرد
رئیسجمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه و دو روز پس از بازگشت از سفر تاریخی لبنان در حالی راهی استان اردبیل که خود در سالهای 68 تا 76 استاندار آن بوده و سه بار نیز در طی این سالها بهعنوان استاندار نمونه انتخاب شده بود، رفت که سیل جمعیت استقبال کننده از او این ذهنیت را ایجاد میکرد که گویا اردبیلیها آماده رقابت با مردم لبنان برای ثبت یک استقبال بهیادماندنی در تاریخ استان خود شدهاند.
دکتر محمود احمدینژاد که حدود سه ساعت در مسیر فرودگاه تا ورزشگاه تختی اردبیل بود، در سخنان خود در مورد هدفمند کردن یارانهها، مذاکره با 1+5 و سفر به لبنان بیان کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/07/26ساعت 8:13  توسط حامد كشاورز
|
حجت الاسلام میراحمدرضا حاجتی - تصاویر به یادماندنی و جذاب حماسه حضور با شکوه و اجتماع بی نظیر مردم لبنان در استقبال و تجلیل از رئیس جمهور مکتبی مان برگ زرین دیگری را در فتوحات معنوی، فرهنگی و سیاسی و اقتدار نظام اسلامی ایران رقم زد.
۱- این حماسه باشکوه را نمی شود در چهارچوب معادلات رایج و مناسبات جاری دیپلماتیک تحلیل نمود و پدیده ای است فراتر از مناسبات عادی مابین دولتها و ملتهای جهان که از سویی بیانگر عمق استراتژیک ایران اسلامی و دائره وسیع نفوذ تفکر امام خمینی«ره» و جانشین شایسته اش و از سوی دیگر نشانی از وقوع تحولی اساسی در معادلات بین المللی می باشد که امام راحل و بصیرمان سالها قبل در جواب خبرنگار نشریه آمریکایی تایم درآذرماه ۱۳۵۸به صراحت از آن یادکرده و فرمود:

«ما معادله جهانی ومعیارهای اجتماعی و سیاسی که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده میشد را شکسته ایم، ما خود چهارچوب جدید ساختهایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفتهایم از هر مظلومی دفاع می کنیم و بر هر ظالمي میتازیم»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/07/26ساعت 8:11  توسط حامد كشاورز
|
دو هيئت فقهي و حقوقي كه از سوي رهبرمعظم انقلاب براي بررسي عميق و همه جانبه موضوع وقف اموال دانشگاه
آزاد اسلامي تعيين شده بودند، نظرنهايي خود را مبني بر مغايرت فقهي و حقوقي وقف اين دانشگاه به محضر معظم له تسليم كردند و حضرت آيت الله العظمي خامنه اي نتيجه اين بررسي دقيق و مستند فقهي و حقوقي را به عنوان نظر قطعي و نهايي درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامي و آقاي احمدي نژاد رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ فرمودند.
متن نامه رهبرمعظم انقلاب كه از سوي دفتر ايشان براي آقايان هاشمي ر فسنجاني و احمدي نژاد ارسال شده به شرح زير است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/07/19ساعت 12:16  توسط حامد كشاورز
|
"کیهان نمیخواهد شما از صحنه روزگار محو شوید بلکه می خواهد شما همچنان عزتمند و امانتدار همسر شهید خود باشید و مجالی برای بدخواهان فراهم نکنید."
همسر شهید حمید باکری در نامه ای به همسر شهید همت کیهان را به خاطر روشنگریها و هشدارهایش درباره مراقبت از سوءاستفاده فتنه گران مورد تخطئه قرار داد.
فاطمه امیرانی در نامه خود به ژیلا بدیهیان مینویسد: «من و تو همیشه غم سنگینی را با خود می کشیدیم اما غمی شیرین بود و به آن افتخار می کردیم چون در این غم ما با انسان هایی مانوس بودیم که همانند شهدای کربلا صعود کردند. به روز عاشورا که فکر می کنم می بینم عاشورا با تمام زشتی هایش، زیبا هم هست. رشد انسان ها و بهترین روابط انسانی را در آن روز می توان دید اما این روزها شاهد سقوط انسانها هستیم. شهدا یک یک خاکریزهای اخلاق را فتح می کردند و برعکس، این دوستان دیروز ما از خاکریزهای بی اخلاقی عبور می کنند. و بدتر از همه، فکر می کنند برای اسلام است و اشکالی ندارد! یکی از کسانی که این روزها ما را از تراوشات ذهنیشان بی نصیب نگذاشته اند، آقای حسین شریعتمداری است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/07/19ساعت 12:14  توسط حامد كشاورز
|
به دنبال انتشار نامه مطهری خطاب به رییس قوه قضائیه صورت گرفت:
این روزها اگر چه دیگر کسی اعتباري برای سخنان و مواضع طنزگونه علی مطهری قائل نيست، اما گاه تکرار بافته های

ذهنی مطهری در برخی رسانه ها برای بانيان آن مسئله ساز می شود و آن وقتی است که نوبت به کاربران اینترنتی می رسد تا نظرات خود را درخصوص خبر درج کنند و قضاوتشان را درخصوص علی مطهری بیان نمایند.
علی مطهری همان کسی است که در خصوص منتظری این گونه می نویسد:«چند سال پیش در روزهای آخر حصر آیت الله منتظری با دریافت مجوز به دیدن ایشان رفتم. اولین جمله ای که به من گفت این بود: علی! دیدی با من چه کردند؟! دلم فرو ریخت. گفتم اگر شهید مطهری بود این طور نمی شد. سخن مرا تایید کرد و یک ساعت و نیم با من درد دل کرد. از وضع خودش در آن سالها و از خاطراتش با شهید مطهری گفت. از جمله مسئله رابطه شهید مطهری با آیت الله بروجردی و کدورتی را که میان آنها پدید آمده بود خوب ودقیق توضیح داد و جزئیات حوادث در خاطرش بود.»
علی مطهری همان کسی است که موضع میرحسین موسوی را در حوزه اثباتی تایید می کند(!) و می گوید: «موسوي در اثبات خوب آمد، اما در نفي خوب عمل نكرد.» او البته در مورد اشتراک نظرش در حوزه اثباتی با موسوي توضیح بیشتری نمی دهد. فقط به ذکر این نکته اکتفا می کند که اگر موسوي خود را برنده اعلام نکرده بود، می توانست در قامت منتقد کارهای زیادی را پیش ببرد. او می گوید: «موسوي ميتوانست به عنوان يك منتقد در صحنه سياسي كشور باقي بماند و در فضاي سياسي موثر باشد؛ اما او نتوانست فضا را كنترل كند؛ در حاليكه بايد هدفش را مشخص ميكرد.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1389/07/14ساعت 14:34  توسط حامد كشاورز
|
هشدار شهید دستغیب به علیمحمد دستغیب:
به گزارش شبکه ایران، شبکه خبری دانشجو فایل صوتی اظهارات آیت الله شهید عبدالحسین دستغیب را خطاب به برخی روحانی نمایان زاویه گرفته نسبت به ولایت فقیه و رهبری منتشر کرد.
شهید دستغیب در این سخنرانی می فرماید: «کیست که این نامه مرا به گوش عمامه به سرهای ایران برساند، هر کسی می خواهی باش! خودت را مجتهد می دانی، مقدمات خوان می دانی، نمی دانم، هرچه خودتان می دانید. بر تو واجب است امروز تبعیت از یک نفر، تو حق نداری در مقابل رهبر حرفی بزنی، تماماً باید تبعیت کنند... هر عمامه سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه باید مطیع، همه باید مطیع یک رهبر، امام یکی نائب امام هم یکی، دیگری هیچ تقدم ندارد. همه باید فرمان ببرند، همه باید اطاعت بکنند. یک نفر میزان است. تعدد غلط است. حتی مکرر گفته ام حسن و حسین یکی شان امام بود، حسن امام، حسین مأموم، هیچ وقت حسین تا حسن بود در عرض نبود، تابع تابع. هر چه بهش می گفتند، می گفت هرچه حسن بفرماید، دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. رهبری یکی و آن هم معین است. مواظب باشید گرگ ها شما را از رهبر الهی جدا نکنند، شما را گروه گروه نکنند، شما را طعمه خودشان قرار ندهند. وسیله پیشرفت دشمن نشوید. شما الان در جبهه جنگید، در جبهه جنگ دینی هستید. وای به امتی که از رهبر الهی خود فاصله بگیرد، هلاک است، هلاک است، طعمه دشمن است.»
انتشار این تذکر پرمعنا و هشدارآمیز در حالی است که علی محمد دستغیب خواهرزاده شهید دستغیب مدتی است بازیچه فتنه گران در تهران و شیراز قرار گرفته و اظهارات باب طبع صدای اسرائیل، صدای آمریکا و بی بی سی ادا می کند. پیش از این اعضای مجلس خبرگان درصدد اخراج وی بودند اما با کرامت رهبر انقلاب و دعوت نمایندگان به سعه صدر و صبوری مواجه شدند.
آیت الله قره باغی عضو مجلس خبرگان در این زمینه به فارس گفت: واقعیت این است که آقای علی محمد دستغیب از روی مواضع افراطی سخن می گوید و این در حالی است که حضور در مجلس خبرگان را مدیون لطف رهبری است. در گذشته نمایندگان تصمیم گرفته بودند آقای دستغیب را به خاطر حرف های بی مورد از این نهاد اخراج کنند اما با مخالفت مقام معظم رهبری مواجه شدند. من هم معتقدم بهتر است دستغیب را به حال خود رها کنیم.
طنزی جدید از روشنفکرترین بانوی ایران در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/06/22ساعت 10:50  توسط حامد كشاورز
|
محمدعلی ابطحی در جدیدترین مطلب "وب نوشت" خود به خاطراتی از گذشته وبلاگ نویسی خود اشاره کرد و نوشت: یکبار من بیرون دفترم بودم. آن موقع ها هم خیلی که وضعمان خوب بود، با dialup وصل میشدیم. کلی مکافات داشت. یکی از دوستانم پسورد من را داشت که تلفنی گاهی باهاش هماهنگ میکردم که راس ساعت 4:30 دقیقه صفحه را up کند. صبحیه مطلب را نوشته بودم. هر روز هم عکس جدید میگذاشتم. عکسها آن موقع تو آرشیوم شماره داشت.
شماره عکسی از آقای کروبی که توی جلسه مجمع نشسته بود را یادداشت کردم و عصری تلفنی به همکارم گفتم این عکس را بگذارد. آخرم نفهمیدم اشتباه از من بود یا از او. هر دو مون نیم من بودیم.زیر بار نرفتیم. اتفاقی که افتاد این بود که آفای کروبی دریکی از جلسات سیگار بغل دستی اش را گرفته بود که پکی بزنه که عکس گرفته بودم. این عکس اشتباهی پابلیش شد. به قول تهرونی ها ادد فردایش هم روزنامه اعتماد این عکس را به نقل از سایت من منتشر کرد.
کلی رابطه مون با آقای کروبی گل آلود شد. رئیس مجلس بود. هرچی آمدیم قسم و آیه بخوریم که تصادفی بوده، کسی باور نمیکرد. ما هم اون روی فلانمون بالا آمد و شروع کردیم به دفاع کردن که اصلا خیلی هم کار خوبیه. مردم باید مسئولانشان را بی روتوش ببینند و از این حرفا.
خانم کروبی بعد ها پیغام داده بود که اگر راست میگی، چرا تا حالا عکس آقای خاتمی را با پیپ نگذاشتی؟ راست میگفت البته ولی به روی مبارکمون نیاوردیم.تا اینکه خوشبختانه تو ماجرای انتخابات دیگه روابطمون با آقای کروبی خیلی خوب شد.
حالا که صجبت عکس شد این پشت صحنه را با خاطرات عکسی ادامه دهیم. روم به دیوار. یکبار چه افتضاح یکی دو ساعته شد. توی آرشیوم دوتا عکس با یک شماره رفته بود. نمیدانم چرا. من عکس دو تن از وزرا را انتخاب کردم که عکس روزم باشد. با همان شماره یک عکس هم در آرشیو مربوط به یک سگ گله بود که با فاصله زیادی از گوسفنداش نشسته بود. به نظر خودم کلی برایش هنر خرج کرده بودم و روی زمین خوابیده بودم و از این هنری بازیها. عکس آن دو وزیر محترم را که از دوستان صمیمی ام بودند up کردم و زیرش نوشتم آقایان فلان و فلان، وزرای فلان و فلان و با عجله در لب تاپ را بستم و رفتم. نیم ساعتی گذشت دیدم پشت سر هم sms میاد.باز کردم همه نوشته بودن به داد وبلاگت برس. منم دسترسی نداشتم. مجبور شدم رفتم یک کافی نت. دیدم ای دل غافل. اون عکس سگ گله آمده بالا با زیر نوشت آقایان فلان و فلان، وزرای فلان و فلان. زود عکس را عوض کردم و یک عکس طبیعت گذاشتم. دست بر قضا شب جائی مهمانی بودیم که هر دو وزیر محترم هم بودند. خیلی نزدیکشان نمی رفتم. ولی دیدم انگار نه انگار. تا مطالب اینترنت برای آنها پرینت گرفته شود و بهشان بدهند کلی زمان طول میکشه.خدارا شکر کردم برای آن لاین نبودن وزرای محترم. وگرنه چیزی بود که باید می آوردیم و باقالی بار میکردیم.
اینم بگم تموم کنم. تو اطاق بغلی جلسات هیئت دولت، اطاقی هست که وزرا برای تلفن های مهمشون میان اونجا. یکبار یکی از وزرا، داشت با تلفن سیاسی خیلی حرف سری را میزدو تازه عادت کزده بودم با دوربین عکس بگیرم. از این آفاهه که خیلی حرفهای سری می زد، عکس گرفتم. برای یک لحظه قاطی کرد و گفت نمی بینی داریم سری حرف میزنیم!
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/06/04ساعت 10:29  توسط حامد كشاورز
|